اردی وعده‌ی بهشت

شخصی

کم‌کم نصف ساعت شنی بهار هم خالی شد .چه زود گذشت برای ما و چه دیر برای آنکه به وعده‌های هزاررنگ انتخاباتی دل‌خوش کرده بود که ببیند اگر فلانی رای بیاورد ؛ امسال بچه‌اش را با پیرهن نو به مدرسه می‌فرستد یا نه !

دانه‌های ساعت‌شنی دانه‌دانه فرو می‌ریزد . مردم یکی یکی می آیند و رأی می‌دهند. در خیابان جای سوزن انداختن نیست ؛ همه کرکره مغازه‌های خود را پایین کشیده اند؛ به‌جز یک نفر ! پیرمرد کتاب‌فروش ، تک و تنها ، دستمال بدست کتاب‌های خاک گرفته را نوازش می کرد. کلاهش را کمی جابه‌جا کرد و صدای ضبط قدیمی‌اش که در فریاد جمعیت محو می‌شد را زیادتر کرد. کتابی را برداشت و با افسوس به آن نگاه کرد. به زحمت عنوان خاک گرفته اش را پاک کرد. زیرلب گفت : اگر کسی خوانده بودش ؛ مدرس سیلی نمی‌خورد.

نگاه خسته‌اش به کتاب دیگری افتاد توی دلش گفت اگر این یکی را هم خوانده بودند ؛ برای چارتا سیاست مدار این‌طور به جان خواهر و برادر خودشان نمی‌افتادند ...

مونوگرافی

فریاد رادیو به زحمت شنیده می شد : مرنجان دلم را ...

گوشت کوبی به نام مناظره

شخصی

مناظره ای که بیشتر رنگ و بوی محاصره می داد هم با همه خنده های واقعی و تقلبی اش و ادعاهای راست و دروغش ، به پایان رسید ؛ نکته جالب این بود که بیش از نصف وقتی بعضی ها ، صرف کوبیدن و ایراد گرفتن هر حرف ها و عملکرد طرف مقابل شد. امام علی بیست و چند سال ، به هرحال رقیب خلفای آن زمان از دید مردم محسوب می شد اما ایشان چندبار به جای شرح عملکرد خود ، دیگران را کوبیدند ؟! معلوم نیست برخی از ما به که رفته ایم ؟!

واقعا این چه معنی می تواند داشته باشد که هنگامی که با مشت خالی برای ریاست جمهوری آمده ایم ؛ با بُلد کردن حرف های اشتباه یا عملکردهای نادرست طرف مقابل و در واقع با سلب اعتماد از رقیب ، برای خودمان آبرو جعلی و رای کسب کنیم ؟!

ملت که نمی خواهند به تاریخ نگار رای بدهند که عده ای از کاندیداها ، به جای بیان برنامه ها و ایده ها و اهداف خود ، در حال تحلیل و برسی ثانیه به ثانیه مدت اشتغال حریف هستند !

همه این ها به کنار ، مگر استودیو مناظره صفحه تلگرام و فیس بوک است که اسکرین شات نمایش بدهند یا کلیپ عیب های طرف مقابل را در آن به نمایش بگذارند ؛ کسی که برنامه ای برای خدمت دارد ؛ از زیر سوال بردن طرف مقابل بی نیاز است .

حالا از این ور بام افتاده ها گفتیم ؛ از آن طرفی ها هم بگوییم که نیایند به لب تشنه ما اتهام ساندیس خوری بزنند. در واقع همین که کسی با کاندید پوششی ، سپردفاعی و ضربه گیر و از این قبیل ها در انتخابات شرکت کند ؛ عین بی اخلاقی سیاسی است . حال اگر کسی بخواهد با سوءاستفاده از احساسات ملت و با تکنیک هایی نظیر حلقه زدن اشک در چشم ، مداحی و ... در حین مناظره حریف را بکوبد ؛ در رجل سیاسی بودن باید شک کرد .

از طرفی هم کوبیدن هدفدار گروه مقابل ، تنها ثمره اش ، بی اعتماد شدن مردم به تمام کاندیداهاست و علت زمزمه هایی که گاها انتخابات را به جای انتخاب اصلح ، انتخاب بد از بدتر یا انتخاب x برای رای نیاوردن y هست هم همین حرکات گوشت کوب نمایانه است .

شما چطور ؟!

روزمرهشخصی

نگاهی به لیست بلند و بالای انتخاب ریاست جمهوری می اندازم ؛ خدا قوت دلاوری به کسانی که ده بیست سال است توی انتخابات شرکت می کنند و آخر هم نمی شوند می گویم . وعده ها هم که از فیلم های علمی تخیلی الگو گرفته شده ؛ مردم قدرت خرید ندارد ؛ وعده صد تومان یارانه بیشتر می دهند ؛ دارو در کشور نیست ؛ قول رشد های سی چهل درصدی می دهند . قربان همان شورای دانش آموزی خودمان که نهایت وعده هایشان تاسیس پارک آبی در مدرسه است و به این هجمه از تخیل نمی رسد :)

پناه بر خدا از دولتی که بعضی ای این نامزدها رئیس جمهورش باشند ... پناه بر خدا