به قداست قلم

تک گویی

بیچاره قلم، اگر رادیوبلاگی‌ها (خدا رفتگانش را بیامرزاد و ماندگانش را عمر جاودان دهاد :) یادی از او نمی‌کرد؛ گوشه‌ای خاک خورده و تنها می‌افتاد و تولدش را در انتظار مرگی که در چند قدمی‌اش ایستاده به فراموشی می‌سپرد؛ هرچند یک روزی گذشته اما خواندن این مطلب خالی از لطف نخواهد بود! 

 

طراحی شده توسط احمدرضا - روز قلم

طراحی شده توسط احمدرضا - روز قلم

  • ناخواسته و با بشر به دنیا آمد

بیایید فکر کنیم؛ قلم کجا متولد شد و چطور چرخید و پوست انداخت تا اینکه این بزرگ‌ترین امانت بشر، به دست ما امروزی‌های خائن افتاد. شاید ناف بشر را با قلم بریده باشند که هر وقت آدمی بوده، قلمش را پشت گوش می‌گذاشته و از آن استفاده می‌کرده نه اینکه مثل ما پشت گوش بیندازد! با کشیدن نقاشی‌های ذغالی و گچی که دنیا ذهن بشر آن روز را بر سینه دیوار جا می‌گذاشت؛ تا اختراع خط ، مهم‌ترین اختراع تاریخ بعد از بالش و خط میخی و چکشی و سنباده‌ای و اره‌ای و ... قلم همیشه همراهمان بوده !

  • دست به دست شد به دست تاریخ

در زیر دست و پای اسب شاهنشاه‌ها و امپراطورها و فرعون‌ها و خلیفه‌ها، عده‌ای بوده‌اند که در عصر شمشیر، بر تن کاغذ زخم می‌زدند و نوشته‌هایی هرچند کم به جا مانده ، بزرگ‌مهرها و ارسطوها و افلاطون‌ها تا برسد به دست رودکی و فردوسی و بعد پرتاب شود به دست خیام و گالیله و بعد هم نوبت برسد به شکسپیر و تا دستان آفرییننده هوگو و عبیدزاکانی در چنگال کشنده قاجار و همینطور آمد و رسید به دست شاملوها و شریعتی‌ها و آخر سر هم به دست من و تو (نه آن من و تو) صرف چرت و پرت‌هایمان شد.

به لطف پیشرفت تکنولوژی و شعور نداشته نسل بشر، هرکسی می‌تواند قلم‌دار باشد اما اهل قلم، از زمان‌هایی که نویسنده‌ها را می‌کشتند و کم محل می‌کردند یا دیوانه می‌خواندند و آن بیچاره‌ها ، در خرابه‌هایی در آغوش معشوقه خود، قلم جان می‌سپردند؛ کمتر یافت می‌شود. شاید بخاط این است که این روزها به لطف شیطان الرجیم، آن افریته خانمان‌سوز، تلگرام لعنت‌الله علیه و علی الاینستاهم الاجمعین ! هرکسی هر چرت و پرتی را در حلق دنیا فرو می‌کند و به لطف قوانین خنده‌دارمان، چه بصورت چاپی و چه روی این ماسماسک‌ها، حرف مفت زیاد می‌زنیم!

  • فراموش شد ولی موثر باقی ماند

شاید فکر کنید این روز‌ها، با آمدن ویدئوها و عکس و صدا (به قول فرنگی‌ها voice که ما به شکل فجیحی وویس می‌نمامیم) دیگر کسی محل به قلم و نوشته نمی‌گذارند اما مقایسه فضای توییتر با اینستاگرام، حقیقت را روشن می‌کند. توییتر، با وجود محدودیت‌ها و مسدودیت‌هایی که کوته‌فکرهای نسبتا گرامی برای آن و کاربرانش در ایران بوجود آمد ولی همچنان، با اختلاف بسیار زیادی با اینستاگرام، آغاز کننده بسیاری از جنبش‌ها و طرح‌های ملی و مناسبتی موثر و ادامه‌دار است درحالی که ملت در اینستاگرام، با چالش‌های مسخره و بی‌تاثیر خود را مسخره کرده‌اند!

جلال آل احمد (کسی که معرفی نمی‌خواهد) با تعبیر کنایه آمیز و زیبایش درباره اثر قلم می‌گوید:

قلم اسلحه ای است که گلوله نابهنگامش اگر سینه‌ی بچه‌ی همسایه را ندرد، حداقل کبوترهای همسایه را پرواز خواهد داد و خواهد ترساند

از نمونه کسانی که این اهمیت و برتری قلم را درک کرد؛ متاسفانه یا خوشبختانه ترامپ بود! در واقع این موجود عجیب‌الخلقه غیر محترم، با استفاده و تیکه بر فضای توییتر، موفق شد از بسیاری از شایعاتی که برعلیهش منتشر می‌شد جلوگیری کند و حتی شخصا با اهل قلم مخالفش در بیفتد! اتفاقی که سیاست‌مدارهای ایرانی هم به تقلید از جان‌کری و با نیت ادامه راه باکری به آن روی آورده‌اند و کار آن‌قدر موثر بوده که کسانی که قانون مسدود کردنش را تایید و اجرایش کرده‌اند هم این روزها با چنگ و دندان به توییتر چسبیده‌اند!

صد البته که قلم تنها کافی نیست ولی بی‌قلم ممکن نخواهد بود!

  • میان قلم‌دار و اهل‌قلم تفاوت از زمین تا آسمان‌ست

اینکه کسی بنویسند یا ده بیست جلد کتاب چاپ کرده باشد؛ دلیل بر اهل‌قلم بودنش نیست! چه بسا کسی کتابی هم ننوشته باشد و کل نوشته‌هایش محدود به چند مقاله کوتاه باشد ولی از هرکس دیگری بهتر حق قلم را ادا کند. اهل قلم، آنچه را که واقعا درست است بر دل کاغذ می‌نویسند؛ از تهدید و تعارف نمی‌هراسد؛ به جای مدح و هجو شخص، تفکر را تحلیل می‌کند. قلمش فروشی نیست و برای کسی جز دلش نمی‌نویسد. فریب نمی‌خورد و اشتباهش را می‌پذیرد و تکرار نمی‌کند. نوک قلمش، محکم فرود می‌آید و روی حرف درستش کوتاه نمی‌آید!

می‌بینید چقدر اهل قلم کم داریم ؟! نویسنده‌ها و شاعرانمان کم نیستند اما اهل‌قلم به زحمت بین‌شان پیدا می‌شود. حقیقت است که در عصری که اهل‌قلمی زندگی می‌کند؛ خیلی‌ها دوستش ندارد. چون دنبال شکستن هنجار‌های غلط است؛ چون با قلمش مغز استخوان را هدف گرفته و تا از خواب شیرین توهم بیدارمان نکند؛ ول کن نیست...

  • و اما حرف آخر

همه این‌ها را بهم بافتم که بگویم؛ بیان تقریبا آخرین سرپناه اهل‌قلم هست؛ با چرت و پرت‌هایی که لایق شبکه‌های اجتماعی هستند؛ آبغوره گرفتن‌های خنده دار و تبدیل آن به مخزن ایموجی‌ها و دلقک‌هایی که به سر و روی وبلاگمان آویزان می‌کنیم تا مزاحم خوانندگان شوند؛ نابودش نکنیم؛ ثابت قلم باشیم و تا تقی به توقی خورد و کمی برنامه‌هایمان فشرده شد؛ وبلاگ را تعطیل نکنیم و اگر هم مجبور شدیم؛ به طرز وحشیانه‌ای مطالبش را از دسترس خارج نکنیم؛ با بستن تمام راه‌های ارتباطی، به بهانه اینکه برای خودمان می‌نویسیم؛ خود را از دانستن مشکلات نوشته‌ها و ایده‌های دیگران محروم نکنیم و ختم کلام، بلاگ را گل نکنیم !

 

نظرات بقیه رو بخون

نظرتو برام بفرست

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.