نویسنده می‌شویم (1)

دنباله‌دار

از نبود داستان‌های فانتزی و حماسی فارسی زبان گرفته تا بیکاری ایام تعطیلات، مرا به جاده نویسندگی پرتاب کرد تا دست و پا شکسته قدم بردارم. برای شروع، بخش اول داستانم را که به سه صفحه هم نمی‌رسد؛ به بند pdf اسیر کردم تا بیندازمش این گوشه تا شما دوست عزیزی که رد می‎شوی و صدایت هم در نمی‌آید؛ منت بر سر این نویسنده تازه متولد بگذاری و شاید هم نظرت را درباره‌اش گفتی تا اشکالات کارم را بدانم :)

برای مطالعه آنلاین این‌جا و برای دانلود همین‌جا را بکوبید !

#داستان     #داستان فانتزی     #داستان کوتاه     #کتاب فانتزی    

نظرات (۳)

همون لحظه که ثبتش کردی خوندمش...
اگه داور باشم 4 میدم از 5! 
خوب فضاسازی کردی.. ادامه اش بدی شرطه ولی! 
اگه ادامه اش دادی ، شروع میکنیم به حمله و نقد و بررسی:)
۲۸ خرداد ۹۶
پاسخ:
اسکار سریع‌خوان‌ترین بلاگر دنیا هم میرسه به دایی جان :)))
فکر کنم زیاد ارفاق کردین :دی
حتما ادامه می‌دم ولی بخش‌های بعدی طولانی‌تر خواهد بود! منتظر حمله‌های جانانتون هستم :)))
:))))))
۲۵ خرداد ۹۶
پاسخ:
D:
نمی دونم لیاقت ریویو شما رو دارم یا نه..اما
فانتزی نویسی توی ایران وجود داره نویسنده های  قوی ای هم مثل ارمان ارین هستند که واقعا عالی می نویسند...نویسنده های نودهشتیایی هم که یک گروه کتاب های قابل قبول مثل هیچکسان رو می نویسند و گروه دوم هم افرادی که قهرمان اسکی هستند و رمان هایی مثل|سانسورشد| رو از مجموعه اواتار الگو برداری(بخوانید کپی برداری) می کنند.
شما هم وارد یکی از پیچیده ترین سبک های نوشتن شده اید...سعی کنید طبیعی بنویسید...شخصیت های داستان رو فقط روی کاغذ زنده نکنید...بلکه توی زندگی عادی با اون ها دوست بشید و در همه ی شرایط جلوی چشمتون باشن...گاهی با اون ها حرف بزنید و حتی دعوا کنید...
از دیالوگ های بی اساس که توی زندگی عادی هیچ استفاده ای ندارند، پرهیز کنید...
این نوع دیالوگ توی نوشته شما کم هم نبود...
امیدوارم خط زمان داستان رو نوشته باشید و از قانون "هر چیزی که به ذهنم رسید می نویسم" دوری کنید...
 داستان رو  یهویی شروع نکنید(توی خیلی از داستان ها هم استفاده میشه)...یعنی اگر سوم شخص هست...دانای همه چیز باید داستان رو از یه جایی شروع کنه و تعریف از هیچ نباشه...سعی کنید کمی هم از نوشته های وبلاگی و روزمره استفاده کنید...دانای همه چیز-و حتی اول شخص قصه گو-از کل پیکره داستان خبر داره...حتی افرادی که در اینده با ان ها اشنا می شه...پس بهتره همیشه گذری هم به اینده و دانایی های شخصیت بزنید...تعداد و کمیت رو رعایت نکنید...قرار نیست قصه گو وسط داستان افراد رو شمارش کنه...

و....


ببخشید که تندروی کردم...صرفا دوستانه بود
امیدوارم چندین سال دیگه درحال ورق زدن کتاب های شما و خواندن جمله "نویسنده این داستان نوبل ادبیات دارد"  باشد
:)
۲۵ خرداد ۹۶
پاسخ:
تحلیل بسیار خوبی بود و متشکرم که زمان گذاشتید و برسی کردید و همینطور وقت ارزشمندتون رو برای نوشتن توصیه ها قرار دادید.
نمی دونستم داستان نویس فانتزی فعال هم داریم چون اکثر چیزایی که دیده بودم بیشتر به فن فیکشن می خورد تا داستانای فانتزی ...
حتما روی شخصیت پردازی و دیالوگ ها بیشتر کار خواهم کرد. ممنون که اطلاع دادید بعضی اشکالات رو خود آدم متوجه نمیشه. خط زمان رو توی ذهنم دارم و می دونم که چه اتفاقاتی میفته ولی اینکه جایی نوشته باشمش نه. درباره اون تعداد که آوردم ، چون تعدادمون مهم هست و در آینده زیاد بهش توجه میشه مجبور شدم استفاده کنم.
روی شروع داستان حتما کار می کنم.
خواهش می کنم. بعضی جاها باید تندروی کرد و بدون تعارف مشکلات رو گفت. نه تنها باعث ناراحتی نشد ، بلکه خوشحال هم شدم
ممنون :)))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.