آنجا که معلم می ایستد

مدرسه نوشتتک گویی

به عنوان یک دانش آموز که از در حال جان کندن زیر تیغ سلاخی نظام آموزشی است و به عنوان کسی که در این باتلاق زندگی می کند ؛ تحلیل دست و پا شکسته ام را از موثرترین رکن جامعه می نویسم (اهمیت ندهید ولی جدی بگیرید !)

معلم ، در حقیقت کسی است که هم در انتها ایستاده و هم در ابتدا . در واقع برخلاف چیزی که امروز شاهد آن هستیم ؛ معلم باید آخرین عضو طیف تکنولوژی های روز و شروع کننده ایده های جدید باشد . در واقع این روزها جامعه آموزشی ما به سمتی رفته است که استاد ، از یادگرفتن پاورپوینت از طریق دانش آموزانش افتخار می‌کند و حتی آن را نقطه مثبتی در امر آموزش تلقی و رابطه شاگرد-معلمی به حساب می‌آورد . از طرف دیگر ، معلم به‌جای بوجود آوردن جرقه ایده‌های جدید در ذهن دانش آموز ، به مشوق او در عملی کردن ایده‌هایش تبدیل شده است .

همه این‌ها در ابتدا اتفاقات عالی به نظر می‌رسند اما در حقیقت ، فاجعه‌ای هستند که جبرانشان غیرممکن و حلشان کار حضرت فیل است !

و اما چرا ؟

وقتی من دانش آموز ، بیشتر از معلمی که به من درس می‌دهد از تکنولوژی و علم روز بدانم ؛ او چطور می‌خواهد با استفاده از جذابیت‌های آموزش الکترونیک و از این حرف‌ها ، توجه و علاقه من را به سمت درس جذب کند ؟! واقعا چطور می‌توان انتظار داشت که دانش آموزی که با نظام آموزشی و دبیر مناسب دوره ناصرالدین شاه تدریس می‌کند ؛ برای آینده آماده باشد ؟

به علاوه قانون ساده‌ای هست که نشان می‌دهد :

آدم در گذر زمان ، نسبت به هرچیزی که خوشش نیاید ؛ واکنش منفی نشان می‌دهد !

در واقع ناآگاهی معلم‌ها از فناوری‌ روز ، باعث تنفر و ضدیت آن‌ها با این امکانات می‌شود و در واقع این باعث می‌شود که امروزه استاد ، کامپیوتر را به‌جای اینکه کمک حال خود در آموزش بیابد ؛ با چشم رقیب و دشمن به آن نگاه می‌کند .

اما حتی اینجا هم عمق فاجعه نیست ؛ برای بیان ای موضوع ، مثالی می زنم :

ده‌ها و شاید صدها انسان اولیه ، برای کشف و یادگیری نحوه استفاده از آتش ، خدا بیامرز شدند ؛ آن‌ها به اندازه ما باهوش بودند اما باز هم برای اینکه خطرات و فایده‌های آتش را بفهمند ؛ بهای سنگینی پرداختند . به هرحال ، آن ها بالاخره یادگرفتند که چطور آتش را به‌کار بگیرند و تبدیل به موشک بکنند و توی سر و کله هم بزنند اما علت اینکه بارها در‌ این مسیر به اشتباه افتادند این بود که کسی برای راهنمایی و یاد دادن به آن ها نبود!

بعدها انسان یادگرفت که برای کمتر کردن خطرات و تجربیات ، می‌تواند از کسانی کمک بگیرد که به او یاد می‌دهند و راهنمایی‌اش می‌کنند و طبیعتا آن شخص کسی نبود جز معلم !

فضای مجازی و تکنولوژی‌های نوظهور هم داستان همان آتش را دارند ! وقتی معلم ما با آن‌ها آن‌قدر آشنا نباشید تا بتواند اولین کسی باشد که به دانش آموز آن‌ها را یاد بدهد ؛ ما بیچاره‌های فلک‌زده مجبور می شویم خودمان آستین بالا بزنیم و تجربه کنیم . از طرفی هم کسی نیست که خوب و بد و نحوه استفاده درست از این نعمت‌بشردادی ، اینترنت را به ما بگوید . پس محکوم می‌شویم به سوختن و تلف شدن در این فضا تا خودمان یادبگیریم ...

توجه کنید کهادامه این مبحث و پرداختن به مبحث آغازگر بودن معلم رو به امیدخدا ، در قسمت دوم آنجا که معلم می‌ایستد ؛ منتشر خواهم‌کرد .

نظرات دیگران

نظر شما ؟

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.